
خوبین
چه میکنین این روزا
تابستون به کام

+من حوصلم رفته نمیدونم کجا هرچی هم زنگ میزنم میگه مشترک مورد اهانت در دسترس نیست
+خلاصه اینکه حوصلم بیاد هم حوصلشو ندارم
+درحال خوندن رمان عابر بی سایه هستم
تا ایجاش عاااالی بوده کلی گریه کردم کلی هم خندیدم
امیدوارم پایانش خوش باشه وگرنه نویسندش مورد عنایته
والا شوخی که نداریم چهار روزه ذهنمون در گیره
+دوست دارم اشپزی کنم نمیشه همش خوابم میاد
+تلویزیون چیز جالبی پخش نمیکنه فعلا فقط خندوانه میبینم
+کلی رمان خریدم منتظرم عابر بی سایه تموم شه
+فوتبال و والیبال درست و حسابیم پخش نمیشه ببینیم
+خلاصه در حال ترکوندن تابستونیم در خواب
+میخواستم متن شاخ بنویسم حوصلم نکشید
+شمام که نظر نمیزارین
+لطفا نظر بزارید ببینم نظرتون چیه
+فعلا بای
بعدا نوشت:عابر بی سایه بی نظیررررررره تمومش کردم عالی بووووووود 
عالی بود تهشم خوووووووب تموم شد این اشکاهم اشک شوقه

این رمان رو خیلی دوست داشتم از خانوم زینب ایلخانی

برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان